مهر, 1397 آموزش, دپارتمان آموزش‌های کوتاه مدت, مقاله آموزش, موسسه معنا

اشتغال و یادگیری هم‌زمان

وقتی دارید به برنامه یادگیری و پیشرفت سالانه خود فکر می‌کنید، مرتکب این اشتباه رایج نشوید که نقشه پیشرفت خود را حول یک دوره‌ی آموزشی آکادمیک و رسمی بچینید یا تصور کنید که برای یادگیری باید اشتغال را ولو برای مدتی محدود کنار بگذارید. بااینکه ما معمولاً پیشرفت را مترادف با فعالیت‌های سامانمندِ معلم‌محور می‌دانیم، بهتر است که دوره‌های آموزشی آکادمیک و رسمی را به‌عنوان پیش‌غذا و یا دسرِ پیشرفت خود بدانید و نه غذای اصلی آن.

وقتی بنای پیشرفت خود را بر روی آموزش‌های آکادمیک و رسمی می‌گذارید، سه ریسک را متحمل می‌‌شوید. اولین ریسک سرخوردگی در صورت قبول نشدن درخواستتان به علت در اولویت قرار داشتن دیگر درخواست‌ها است. دومین ریسک این است که فراموش کرده‌اید این کار چقدر برای شما هزینه‌ در پی خواهد داشت؛ چه به‌صورت افزایش حجم کاریِ قبل و بعد از دوره و همین‌طور هزینه‌ای که تیم شما باید بابت پر کردن جای شما پرداخت کند. آخرین ریس این است که تمرکز بر روی پیشرفت رسمی می‌تواند ذهنیتی منفعل را تقویت کرده و به شما این حس نادرست را بدهد که سرنوشت پیشرفت شما در دست فرد دیگری است.

بهتر است بیشتر فعالیت‌های موردنیاز برای پیشرفت را در محل کار و در خلال کارهای روزمره انجام دهید. منظور از «در محل کار» فعالیت‌هایی است که شما به‌هرحال باید آن‌ها را انجام دهید، پس می‌توانید از آن‌ها برای پیشرفت مهارتی جدید استفاده کنید. وقتی به چنین ذهنیتی برای پیشرفت دست پیدا کنید، یک جلسه تیمیِ همکاران برای شما معنای فرصتی برای تقویت مهارت‌های ارتباطی را پیدا می‌کند. و یا جواب دادن به ایمیل‌ها می‌تواند شانسی برای به‌کارگیری سیستم سازمانی جدیدی باشد. به همین شکل دیدار با مشتریان می‌تواند موقعیتی برای صیقل دادن مهارت‌های خود در توسعه کسب‌وکار باشد، به این شکل:

اول تصمیم بگیرید چه مهارتی را می‌خواهید تقویت کنید.

با انتخاب مهارتی که در سازمان شما باارزش تلقی می‌شود، سعی کنید انتخابی سنجیده داشته باشید. بخش منابع انسانی می‌تواند به شما بگوید آیا شرکت شما یک مدل صلاحیت و یا نردبان حرفه‌ای دارد که مهم‌ترین دانش، مهارت‌ها و ویژگی‌های موردنیاز برای یک مسیر کاری حرفه‌ای و یا کارراهه را توضیح داده باشد یا نه. در صورت عدم وجود یک فهرستی کامل از صلاحیت‌ها، از مدیر و یا همکاران خود درباره حیاتی‌ترین مهارت‌ها برای پیشرفت سؤال کنید. من قویاً پیشنهاد می‌کنم فقط یک مهارت را انتخاب کنید و سپس از آن به‌عنوان پیش‌زمینه‌ای که شما را در طول سال به جلو پیش‌می‌برد، استفاده کنید. نمونه‌های آن می‌تواند چیزهایی مانند تقویت تفکر راهبردی، پیشرفت در مهارت‌های ارتباطی و یا تقویت حضور و یا بِرَند شخصی شما باشد.

در مرحله دوم باید تحقیقاتی درباره مهارتی که می‌خواهید آن را بهبود بخشید، انجام دهید.

می‌توانید درباره تقریباً هر زمینه‌ای وبلاگ‌هایی تخصصی پیدا کنید. به‌غیراز این ذخیره‌ای تقریباً بی‌پایان از ویدیوهای یوتیوب هم در اختیار شماست. با این امکانات شما به‌اندازه یک‌عمر یادگیری را با اشاره انگشت خود در اختیار دارید. اوقات آزاد خود را به خواندن درباره مهارت مذکور اختصاص داده و پوشه‌ای هم دراین‌باره درست کنید تا بتوانید به کمک آن طبقه‌بندی مهارت به زیرمجموعه‌های مختلف را آغاز کنید. برای مثال اگر به دنبال بهبود مهارت‌های ارتباطی خود هستید، تحقیقات شما ممکن است فاش کند که ارتباطات را می‌توان به قسمت‌های کوچک‌تری مثل صیقل دادن ایده‌ها و محتوا، رساتر نوشتن، تقویت مهارت‌های ارتباطی کلامی و بهبود مهارت‌های گوش دادن تقسیم کرد.

چه از کارت‌های فهرست قدیمی استفاده ‌کنید و یا از برنامه‌های پیشرفته، چیزهایی که می‌آموزید را به نحوی سازمان‌دهی و مرتب نمایید که بتوانید هر جزء را به چندین لایه شاخه‌بندی کنید. در این صورت متوجه خواهید شد که به‌محض اینکه بر روی یک جزء تمرکز کنید، تفاوت‌های جدیدی آشکار خواهند شد. برای مثال ارتباطات کلامی نیازمند این خواهند بود که شما در هر دو بخش ارائه کلامی و ارائه غیرکلامی پیشرفت کنید.

در سومین قدم مجموعه‌ای از اهداف تصاعدی را برای خود تعیین کنید.

پس‌ازاینکه متوجه اجزای مختلف مهارتی که به دنبال بهبودش هستید، شدید، یکی از این اجزا را انتخاب کرده و حتی بیشتر از قبل آن‌ را تجزیه کنید. در مثال مهارت ارتباطی، ممکن است فکر کنید محتوای ایده‌تان قوی است ولی برای بیان آن در یک جلسه مشکل‌ دارید، زیرا فرد آرامی هستید. با تعیین هدفی نهایی شروع کرده و بعد به عقب‌تر برگردید و مجموعه‌ای از گام‌های کوچک‌تر ولی معنی‌دار ایجاد کنید. اگر قصدتان این است که مشارکت فعالانه‌تری داشته باشید و همکارانتان ایده‌های شما را شنیده و به آن‌ها توجه کنند، می‌توانید خود را متعهد به بیان یک نظر در جلسه تیمی بعدی کنید. پس از این‌که بیشتر صحبت کردن را تمرین کردید، می‌توانید اهداف خود را به سمت شرح نظرات خود به شکلی خلاصه و یا مخالفت با افراد در جلسه‌ای عمومی بدون داشتن احساس ناراحتی سوق دهید. برگه کوچکی برای خود درست کنید و این اهداف را روی آن بنویسید. پس از رسیدن به هرکدام از آن‌ها، جلوی‌شان علامت بزنید.

در مرحله چهارم از یک همکار بخواهید با دادن بازخورد به شما کمک کند درکی از میزان پیشرفت خود داشته باشید.

درگیر کردن یک همکار در این فرآیند، روند پیشرفت شما را تسریع می‌کند. به شخص مذکور بگویید در حال کار بر روی چه چیزی هستید و بازخورد و یا مشاوره‌ای کلی از او بگیرید. سپس اهداف مشخص خود را با وی به اشتراک بگذارید و از او بپرسید که با مشاهده شما، بازخورد نظر خود را ارائه کند. این موضوع را به فرآیندی سفت‌وسخت و طاقت‌فرسا تبدیل نکنید، بلکه با آن مثل نوعی بررسی سریع برخورد کنید.

در مثال مربوط به ارتباطات، هنگامی‌که در حال ورود به جلسه تیمی هستید، می‌توانید بگویید: «من در حال تلاش برای بهبود مهارت خلاصه‌گویی خود هستم. آیا می‌توانید به این موضوع توجه کرده و نظرتان را در مورد عملکرد من بگویید؟» سپس بعدازاینکه در حال خروج از جلسه هستید، می‌توانید بازخورد و راهنمایی‌هایی آنی را دریافت کنید. گاهی اوقات تلاش کنید مباحثه‌ای طولانی‌تر با همکارانتان درباره مشاهدات آن‌ها از رفتار شما و پیشنهاد‌هایشان برای نقاطی که می‌توانید بر روی آن‌ها کارکنید، داشته باشید.

پس از دستیابی به یک هدف به سمت هدف بعدی حرکت کنید. در مسیر رسیدن به همه اهداف حرکت کنید تا وقتی‌که به تسلط کامل در یک جز از مهارت مذکور دست‌ یابید. سپس به سمت جزء بعدی حرکت کرده و همین فرآیند را تکرار کنید. در مورد مهارتی مثل ارتباطات می‌توانید تمام یک سال (و احتمالاً تمام یک‌عمر) را به جستجو و پالایش مهارت‌های خود اختصاص دهید. حتماً در مکالمات با بخش مدیریت عملکرد به تلاش‌های خود اشاره‌ کنید تا مدیرتان درک کند بر روی چه چیزی کار می‌کنید و بتواند از شما حمایت کند.

وقتی از فعالیت‌هایی که همین‌الان درگیرشان هستید به‌عنوان میدانی برای ایجاد مهارت‌های تازه استفاده می‌کنید، درواقع سکان هدایت پیشرفت خود را در دست گرفته‌اید. در این شرایط اگر پشتیبانی مالی از آموزش‌ شما قطع شود، آسیبی نمی‌بینید. اگر به تقویم کاریتان که همین حالا هم بسیار سنگین است، کارهایی جدید اضافه شود، دستپاچه نخواهید شد. با عدم‌پذیرش مسئولیت رشد و پیشرفت شخصی، از خود سلب اعتبار نمی‌کنید. بلکه در حال رشد و پیشرفت شخصی با استفاده از رژیم منظم و پیوسته‌ای از یادگیری هستید.

بنابراین، حق دارید یک دسر کوچک هم داشته باشید. منظورم این است که پس‌از آموختن چیزی که می‌توانستید از منابع رایگان بیاموزید، ایجاد و به‌کارگیری مفاهیم تازه و مهارت‌های جدید و انجام مأموریت دشوار جستجو و به‌کارگیری بازخورد، حالا حق دسترسی به یک برنامه آموزشی آکادمیک و رسمی را دارید و نباید برای درخواست آن خجالت بکشید. خبر خوب این است که با سرمایه‌گذاری‌ای که تا همین‌جا انجام داده‌اید، همین حالا هم در موقعیتی فوق‌العاده برای سود بردن از آن چیزی هستید که یاد خواهید گرفت.

منبع مقاله:

hbr

ترجمه:

موسسه معنا

با دوستانتان به اشتراک بگذارید:

درباره نویسنده