دی, 1397 دپارتمان مدیریت, مقاله مدیریت, موسسه معنا

چگونه مدیران موفق، مشارکت و انگیزه را ارتقا می‌دهند

از جمله ویژگی‌های برتر و کلیدی مورد نیاز مدیران موفق و رهبران کسب‌وکار، تواناییِ آنها در ایجاد انگیزه در کارکنان است.

افزایش 10 درصدی مشارکت کارکنان می‌تواند افزایش سود بیش از 2.000 دلار به ازای هر نفر از کارکنان ایجاد کند.

اگر مدیری واقعا در انگیزش کارکنان خود موفق باشد، آنها به‌احتمال‌زیاد کمتر از مرخصی‌های استعلاجی استفاده می‌کنند و روحیه‌ی تیمی قوی‌ای را پرورش می‌دهند و شور و شوق آنها در مشتریان و ارباب رجوع بازتاب می‌یابد.

مهارت‌های انگیزشی، خود ترکیبی از نقاط قوت دیگری هستند که از یک مدیر انتظار می­‌رود. رئیسی که خلاق، متعهد و متمرکز است، اشتیاق خود را به دیگران سرایت می­‌دهد. و این تعامل خلاق باید نه تنها به کسب‌و‌کار، بلکه به افرادی که آنها را هدایت می‌کنند نیز انتقال یابد. هنگامی که مدیری علاقه واقعی به کار و شخصیت‌های انسانی اطرافش نشان دهد، مقدمات پیدایش یک ویژگی بی‌نظیر فراهم می‌­شود: کاریزما.

اما مهم‌ترین چیز در رهبری تنها این مهارت‌های نرم نیست. مدیران موفق باید این صفات را در کنار مهارت‌های مدیریتی و توانایی‌های حرفه‌ای خود، ارتقا دهند.

صمیمیت با نفرات در سطح فردی

کرستین آلفز استاد مدیریت منابع انسانی و سازمانی و رئیس دانشکده مدیریت ارشد کسب‌وکار (MBA) در دانشگاه مدیریت بین‌المللی ای‌اس‌سی‌پی برلین می­‌گوید: «مدیران باید بدانند که چگونه هر یک از کارکنان آنها به سرکار می‌آیند و چه چیزی سرِ صبح انگیزه‌ی آنها برای آمدن به سرکار است.»

«هر کارمندی با دیگری متفاوت است و چالش­ها و جاه‌طلبی­‌های ویژه خود را دارد و بنابراین رویکردی یکسان برای انگیزش کارکنان چندان کارا نیست.»

رمز استراتژی‌های انگیزش فردی، برقراری تعامل و ارتباط است. مدیری که جلسات منظم برگزار می‌­کند، سه برابر بیشتر احتمال دارد که کارکنان خود را متعهد سازد و مشارکتشان را بالا ببرد.

ارتباطات روزانه بین یک مدیر و کارکنان از طریق ترکیبی از ابزارهای جلسات رو‌دررو، تماس تلفنی و ایمیلی، باعث افزایش تعامل می‌شود. این ارتباطات سبب می‌­شود که کارمندان بدانند مدیرشان به آنها توجه می‌­کند و به مدیر اجازه می‌دهند نفرات خود را جداگانه بشناسد و رویکرد خود را تغییر دهد. پاسخ به پیام‌ها ظرف 24 ساعت به یک کارمند نشان می‌دهد که مدیر به آنان احترام می‌گذارد و برای کارشان ارزش قائل است.

این حس ارزشمند بودن است که اشتیاق کارمند برای کارش را تعیین می­‌کند.

آلفز در ادامه می‌افزاید: «اگر کارکنان در نقش خود معنا و مفهومی پیدا کنند سطوح بالاتری از مشارکت و تعهد را نشان خواهند داد. برای مثال، یک معلم می‌تواند با تجربه‌ی آموزش به دانش­آموز تاثیری بگذارد؛ یک ناظر می‌تواند با ارائه‌ی شفاف داده‌ها به همکارانش، تاثیر بگذارد؛ و یک مشاور می‌تواند با ایجاد راهکارهای نوآورانه کسب‌وکار برای مشتریانش اثرگذار باشد.»

تدوین برنامه‌ی مدیریت عملکرد کارآمد

هم‌دلی در این رابطه بسیار مهم است. اگر مدیری وظایف و کارها را بدون آنکه خود را به جای کارمند بگذارد به ایشان تفویض کند، سخت می­‌تواند تعهد و مشارکتشان را حفظ کند.

پایه‌­ریزی مدیریت عملکرد براساس اهداف مشخص، میان همه‌ی نفرات توافق ایجاد می‌کند. وقتی کارمندی به‌وضوح بداند مدیرش چه انتظاری از او دارد، برای رسیدن به تعالی در عملکرد، راهی هموارتر خواهند داشت.

مدیرانی که شاخص‌های عملکردی معنادار و قابل‌اندازه‌گیری تعیین می‌کنند، نیروی کاری متعهدتر به نسبت سایر مدیران خواهند داشت. این یعنی استفاده‌ی روزانه از الفاظ واقع­‌گرایانه اما برانگیزانه، شرکت دادن کارمندان در جلسات برنامه‌ریزی و بررسی منظم آنها به عنوان عضو یک تیم و نیز تک‌به‌تک.

آلفز می‌گوید: «باید بازخورد [مدیران] به جای تمرکز بر اشتباهاتی که کارکنان در گذشته انجام داده‌اند بر اینکه چطور می‌توانند در آینده پیشرفت کنند (پیش رونده) متمرکز شود».

«مدیران باید از کارهایی که کارکنان انجام داده‌اند قدردانی کنند. این قدردانی می‌تواند پس از آنکه کارمندی پروژه‌ای خاص را به‌سرانجام رساند، در قالب یک کارت تشکر باشد یا جایزه­ای برای عملکرد درخشان یا هر راه خلاقانه‌ی دیگری برای قدردانی.»

«نمایش قدردانی لزوماً پاداش پولی نیست – پاداش‌های غیرمالی می‌تواند به همان اندازه و یا حتی قوی‌تر در ارتقای انگیزه‌ی کارکنان موثر باشد.»

محلی برای رشد مهارت‌های مدیریتی

دانشکده مدیریت ارشد کسب‌وکار (MBA) در دانشگاه مدیریت بین المللی ای‌اس‌سی‌پی محلی ايده‌آل براي يادگيري اين مهارت‌ها است. این برنامه توسط انجمن MBA مورد تایید قرار گرفته است، و دانشجویان آن را در دو پردیس دانشگاه ای‌ای‌سی‌پی در برلین، لندن، مادرید، پاریس، تورین و ورشو تکمیل می‌کنند.

MBA شامل دوره‌هایی در سبک‌های مختلف رهبری است که دانشجویان در طول کار گروهی و کارآموزی به‌شکل اکتشافی آن را فرا می‌­گیرند. استادان، آنچه را تدریس می­‌کنند، به طور عملی نیز نشان می­‌دهند، جلسات عملی را به صورت یک به یک برای دانشجویان مدیریت برگزار می­‌کنند و مهارت‌های آنها را دقیقا پرورش می­‌دهند.

پروفسور کریستین آلفز می‌گوید: «اکثر رفتارهای رهبری ما در طول زندگی آموخته شده‌اند. همه ما الگوهایی در زندگی داریم که در طول تربیت ما را تحت تاثیر قرار داده‌اند و ما احتمالا تجربه‌های خوب و بدی را در زندگی کاری قبلی خود داریم که چشم‌انداز رهبری ما را شکل داده‌ و به ما کمک کرده‌اند تا مهارت‌های رهبری خاصی را در خود پرورش دهیم. بنابراین مدیران می‌توانند سبک رهبری خود را تغییر یا تطبیق دهند.»

من معتقدم که انعکاس رویکرد خود ما به رهبری و توانایی اصلاح آن در صورت نیاز، مهارتی مهم است تا یک رهبر بتواند در محیط تجاری در حال تغییر، موثر باشد»

دوره‌های مرتبط:

شرکت در همایش رایگان MBA 

این رویکرد وابسته به تفکر تنها یکی از مهارت‌های مدیریتی است که دانشجویان می‌­توانند با آموختن آن در دانشگاه مدیریت بین‌المللی ای‌اس‌سی‌پی، در مسیر موفقیت تجاری موفق شوند.

منبع مقاله:

mbastudies

ترجمه:

موسسه معنا

با دوستانتان به اشتراک بگذارید:

درباره نویسنده