آبان, 1397 دپارتمان ارزیابی و توسعه, مقاله ارزیابی و توسعه, موسسه معنا

4 روشی که تفکر خلاق منجر به موفقیت می‌شود

تخیل و خلاقیت کاتالیزورهایی هستند که دانش را به بینش، ایده‌هایی ارزشمند و پیاده‌سازی موفق تبدیل می‌کنند. در اصل، در این حالت به جای مشکل، راه‌حل را می‌بینید. به جای کشف بهانه‌هایی برای انفعال، دلایلی می‌بینید که شما را به حرکت وامی‌دارد. نهایتاً، چیزی که باعث موفقیت کسب نتایج درخشان و غیرمنتظره می‌شود، قابلیت‌های شناختی است.

«قصد داریم تمام محصولات ناخوشایند در زندگی مردم را بازآفرینی کنیم!» این همان جمله‌ای است که بنیانگذاران شرکت نِست می‌بایست می‌شنیدند تا شرکتی برای ساخت ترموستات تاسیس کنند.

در ابتدا سرمایه‌داران خطر‌پذیر مذاکرات تامین‌سرمایه را رد کردند، چون بازار ترموستات خیلی به‌نظر جذاب نمی‌رسید. اما چرا درنهایت کلینر پرکینز روی چنین بازاری سرمایه‌گذاری کرد؟

از آنجا که بنیانگذاران نِست درباره‌ی ماهیت کسب‌وکارشان شفاف بودند، دیگران می‌دانستند موضوع شرکت به ترموستات ربطی ندارد. کار افراد در این شرکت نگاه کردن به اشیاء آشنا، دیدن آنها از بعدی جدید و اختراع محصولاتی بود که زندگی مردم را تغییر خواهد داد. به عبارت دیگر، کسب‌وکار آنان در مورد تخیل و خلاقیت بود.

نست اخیرا شرکت خود را به قیمت 3.2 میلیارد دلار به گوگل فروخت و اثبات کرد که تخیل و تفکر خلاق نتیجه حاصل می‌کند.

در سازمان‌ها، نوآوری حاصل کار افرادی است که از تخیل و خلاقیت برای حل مشکلات پیچیده استفاده می‌کنند. چارچوب‌هایی مانند حل مسئله خلاقانه و تفکر طراحی همه یک وجه مشترک دارند: این چارچوب‌ها از خلاقیت‌های فردی حمایت کرده و افراد را به رشد مهارت خلاقیت ترغیب می‌کنند.

چطور مهارت‌های تفکر خلاقانه خود را تقویت کنید؟

در این مطلب چهار مهارت وجود دارد که بدون شک با تمرین کمک می‌کند تا شما راه‌حل‌هایی را برای چالش‌های پیش رویتان خلق کنید و شما را به موفقیت حرفه‌ای رهنمون می‌کند.

1- با نگاهی نو ببینید.

نست با بازبینی دوباره و با نگاهی نو ترموستات را بازآفرینی کرد. آنها ترموستات را متفاوت از سایر افراد مشاهده کردند.
مشاهدات تازه نتیجه‌ی توجه و ثبت جزئیات از موقعیت‌ها است. از زاویه‌های جدید به مسائل نگاه کنید. آنچه را که می‌بینید، احساس می‌کنید، مزه می‌کنید، می‌شنوید و لمس می‌کنید، همه‌ را ثبت کنید. جزئیات سبب تقویت تخیل و خلاقیت می‌شود.

به عنوان مثال، اگر مسئول بودید تا تجربه‌ی اتاق انتظار را در مطب دکتر بهبود بخشید، چه می‌کردید؟ شاید اولین فکرتان آن باشد که صندلی‌‌های راحت‌تر یا برآوردهای دقیق‌تری از زمان انتظار تهیه کنید.

اما جری ساینفلد این توصیف دقیق از تجربه‌ی اتاق انتظار را ارائه می‌دهد که ممکن است مجموعه‌ی کاملا متفاوتی از ایده‌ها را مطرح کند:

«از اتاق انتظار متنفرم چون اسمش اتاق انتظار است. هیچ شانسی نیست که انتظار نکشیم. اصلا چه لزومی دارد که مراجعین را صاف به این اتاق راهنمایی کنند؟ با مجله کوچکی که در دست دارید آنجا می‌نشینید. وانمود می‌کنید که دارید مطالعه می‌کنید، اما در واقع به دیگران نگاه می‌کنید، و در مورد آنها فکر و خیال‌هایی در سر می‌پرورانید. تا اینکه بالاخره شما را صدا می‌کنند و فکر می‌کنید که قرار است دکتر را ببینید، اما این طور نیست. به اتاق بعدی می‌روید که اتاق انتظار کوچکی است و به آن اتاق معاینه می‌گویند. اما باز هم دکتر را نمی‌بینید، حتی آنجا مجله‌ای هم نیست!»

این مشاهدات با جزئیات فراوان ممکن است باعث شود بپرسید: چگونه ممکن است اتاق انتظار را کاملا از بین ببریم؟ یا، به چه شیوه‌ای می‌توانیم اتاق معاینه را سرگرم‌کننده‌تر کنیم؟
2- هیچ پیش‌فرضی نداشته باشید.

اگر راه‌حل جدیدی می‌خواهید، آنچه را که فکر می‌کنید می‌دانید به چالش بکشید. تصور کنید وظیفه‌ی تهیه یک سس سالاد جدید بر عهده‌ی شما است. قبل از اینکه شروع به گشتن کنید، حداقل پنج ایده را ثبت کنید. (جداً اگر این تمرین را انجام می‌دهید، این راهکار خیلی معنادارتر خواهد شد.)

چه نوع ایده‌هایی را نوشتید؟ اکثر مردم طعم‌های جدید را ابداع می‌کنند. اگر به دنبال تغییری تکاملی بر مبنای خصوصیات و فرضیات شناخته شده هستید، این ایده خوب است. اما برای ایده‌های موفق لازم است که به معنای واقعی کلمه مفروضات فعلی‌تان را تغییر دهید- مثلا سس سالاد سرد و مایع است و روی کاهو ریخته می‌شود.

اگر این فرضیات را به چالش بکشید (مثلا، سس‌های سالاد سرد نیستند)، راه را برای ایده‌های جدید و بالقوه موفق باز می‌کنید (مثلا مقداری از سس را در مایکروویو حرارت می‌دهید).

3- مثل نقل و نبات ایده پخش کنید.

خیلی از ما در جلساتی بوده‌ایم که چنین صحبت‌هایی ردوبدل شود: «فروش اصلا مطلوب نیست. بیایید کمی در این مورد فکر کنیم که چطور می‌توان اوضاع را بهبود داد.» سپس، هر ایده با نظراتی از این دست روبه‌رو می‌شود: « قبلا این کار را امتحان کرده‌ایم و جواب نداده.»

دفعه‌ی بعد که به ایده‌های جدید نیاز دارید، وقت بگذارید تا ایده‌های بسیاری را بدون انتقاد از آنها مطرح کنید. سپس پنج یا شش ایده را که دوست دارید انتخاب کنید و سعی کنید آنها را با روش‌های جدید ترکیب کنید. ممکن است از دیدن آنچه روی می‌دهد، شگفت‌زده شوید.
4- زمانی که خواستید انتقاد کنید، اول از نیمه‌ي پر لیوان شروع کنید.

نابود کردن ایده کار آسانی است. سخت‌تر آن است که ایده را پرورش دهیم.

یکی از روش‌های پرورش ایده آن است که اول به دنبال نکات مثبت باشید. چه چیزی در مورد این ایده جواب می‌دهد؟ سپس به دنبال پتانسیل‌ها باشید. اگر این ایده جواب دهد، کمک می‌کند که به چه چیزی دست یابیم؟ در نهایت، در مورد چالش‌هایی برای اجرای این ایده و آنچه برای غلبه بر این چالش‌ها لازم است، فکر کنید. این رویکرد کمک می‌کند به جای نابودی سریع ایده‌ها، آنها را حفظ کنید.

موفقیت- در محل کار و در خانه- همیشه با خلاقیت و تخیل تقویت می‌شود. این موضوع درست نیست که مهارت‌های تفکر خلاق را نمی‌توان آموخت یا ارتقاء داد. اگر این چهار مهارت را تمرین کنید، خیلی زود به کسی تبدیل خواهید شد که همگی به‌عنوان یک متفکر خلاق رویش حساب می‌کنند و برای حل مشکلاتشان در کار یا خانه از او مشورت می‌گیرند.

منبع مقاله:

extension.harvard

ترجمه:

موسسه معنا

با دوستانتان به اشتراک بگذارید:

درباره نویسنده