مرداد, ۱۳۹۸ بدون نظر دپارتمان مدیریت, مقاله مدیریت, موسسه معنا

درجا زدن و پسرفت، نتيجه بی‌توجهی به اصول مديريت

فارغ از اينکه مديريت از ابتدای زندگی بشر، از زمانی که بشر زندگی جمعی و گروهی را تجربه کرد وجود داشته و دارد، از زمان انقلاب صنعتی به دليل مسايل و مشکلات حادث شده در اروپا (جامعه صنعتی) و برای رفع نيازهای جامعه،‌ به‌ويژه برای رفع کمبودها و نياز جدی جامعه به افزايش کارايی و توليد، علم مديريت زاده شد.

سازمان‌ها به کار و فعاليت خود مشغول بودند که دانشمندانی با انجام پژوهش‌های متعدد و بررسی عملکرد آن‌ها موفق به کشف و ارائه اصولی شدند که به‌واسطه به‌ کاربستن آن اصول بتوان ديگر سازمان‌ها را هم به‌سوی موفقيت هدايت کرد.

به اين ترتيب علم مديريت پا به عرصه حيات نهاد، علمی که ريشه در تجربه عينی و واقعی سازمان‌ها داشته و دارد و علمی کاملا کاربردی است.

علمای اوليه مديريت بيشتر به‌دنبال ارائه اصولی پايه و جهان‌شمول بودند که از جمله آنها می‌توان به «هِنری فايول» اشاره کرد. فايول چهارده اصل برای مديريت ارائه کرد که هنوز هم اصول وی از اهميت به‌سزايی برخوردار و در تمام دنيا مورد استفاده و استناد است.

يکي از اصول ارائه شده «برابری اختيار و مسئوليت» است. به اين معنا که هر مديری برای انجام ماموريت و وظايف محوله نياز به اختيار عمل دارد و بی‌شک بدون دادن اختيار (قدرت) نمی‌توان از مديری انتظار انجام وظايف و تحقق ماموريت محوله را داشت،‌ ولی درعين حال بايد هر مديری در ازای اختيارات خود مسئوليت داشته باشد و مسئوليت تصميمات و نتايج و پيامدهای تصميم‌های خود را بپذيرد و پاسخگو باشد.

از جمله عواملی که در جامعه ما طی چهار دهه گذشته در سطح خرد موجب ناکارآمدی سازمان‌ها شده و در سطح کلان باعث شده برنامه های توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی پنج‌ساله و چشم‌انداز بيست‌ساله نظام تحقق نيابد و بر روی کاغذ بماند و اصطلاحاً جنبه پوشالی پيدا کند، نابرابری اختيار و مسوليت است.

مديران و مقامات زيادی هستند که عليرغم برخورداری از اختيارات بالا هيچ مسئوليتی به‌عهده‌ نمی‌گيرند و هيچ کجا پاسخگوی تصميمات خود و نتايج و پيامدهاي تصميم‌های خود نيستند و چه بسيار مديران و مقام‌هایی که مسئوليت‌های زيادی در قوانين متوجه‌شان شده و از آن‌ها مطالبه می‌شود، در حالی که از اختيار لازم برای ايفای نقش و انجام ماموريت‌های قانونی خود برخوردار نيستند.

دانشگاه‌های عمومی به خانواده‌های طبقه متوسط و مرفه کمک‌های مالی کمی ارائه می‌دهند. در عوض، این دانشگاه‌ها شهریه خود را با بودجه بندی‌های دولتی تا سطح منطقی‌ای پایین نگه می‌دارند. اقتصاددانان این نوع کمک مالی ضمنی را یارانه تحصیل می‌نامند. در طول رکود، دولت‌ها تصمیم گرفتند پول خود را در جاهای دیگر هزینه کنند، بنابراین یارانه‌های تحصیل کاهش پیدا کرد. در نتیجه دانشجوهای طبقه متوسط و مرفه در اکثر مدارس دولتی با شهریه‌های بالایی مواجه شدند.

دوره‌های مرتبط:

شرکت در همایش رایگان MBA 

برای خروج از اين دور باطل و اصلاح امور، تجديد نظر در ساختار قدرت و تن‌دادن به اصل مديريتی يادشده ضروری است و تا خيلی دیر نشده باید اقدام کرد.

به قلم:
دکتر علی منافی

با دوستانتان به اشتراک بگذارید:

درباره نویسنده

ارسال نظر شما

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.